خشونت علیه زنان و وظیفه ما

یادداشت الهام فخاری در روزنامه شرق- ۱۳۹۹/۰۹/۰۵

خشونت و آزار به زنان، زیرپاگذاشتن حقوق بشر و بسیاری از آموزه‌های دینی و اخلاقی است که سازمان ملل متحد آن را چنین بازگو کرده است «هر نوع کنش یا تهدید به کنش وابسته به جنسیت که احتمالا یا قطعا نتیجه‎اش آسیب‌رسانی جنسی، بدنی یا روانی به یک زن است. همچنین محدودکردن آزادی زنان، محرومیت عمدی و دسترسی‌نداشتن به حقوق‌شان در زندگی خصوصی یا گروهی، خشونت به‌ شمار می‌رود».

پنجم آذر روز مبارزه با خشونت علیه زنان در تاریخ معاصر است؛ در‌حالی‌که هنوز بسیاری از خانواده‌ها، گروه‌ها و سازمان‌ها نه‌تنها سازوکاری برای پیشگیری از خشونت ندارند؛ بلکه با مناسبات و مقرراتی روشن یا مبهم، گونه‌هایی از خشونت بر زنان را شدت می‌دهند. تأسف‌بار اینکه برخی زنان و جوانان هم در سازمان‌یافتن و توجیه خشونت بر زنان نقشی فعال داشته‌اند و البته خود قربانیان خشن و بازتولیدکننده چرخه خشونت جنسیتی به شمار می‌روند. این مسئله‌ای جهانی است؛ ولی باید در این روز بخصوص پرسید چه کارهایی برای ازمیان‌برداشتن خشونت جنسیتی از روابط کاری، شخصی و گروهی ما انجام شده و هر‌کدام از ما، چه نقشی در تلاش برای زدودن آن داریم؟

خشونت  در  شرایط  اضطراری  بیشتر  قربانی  می‌گیرد
در‌حالی‌که بیشتر زنان در سراسر جهان، در زندگی‌شان دست‌کم یک‌ بار خشونت گفتاری، جنسی یا بدنی را تجربه‌ می‌کنند، این تجربه برای برخی از زنان پررنگ‌تر است: کودکان، سالمندان، مهاجران و پناه‌جویان، اقلیت‌های دینی، ملی و قومی و زنان کم‌توان یا دچار ایدز. در شرایط اضطراری مانند جنگ یا رخدادهای طبیعی یا درگیری‎ها، همه‌گیری بیماری‌ها (مانند کووید ۱۹)، حضور افراد غیررسمی مسلح بیشتر و به ‌همان نسبت امنیت کمتر است. شبکه‎های پشتیبان و اجتماعی در جوامع، آسیب‌پذیر هستند و زنان خشونت گوناگون و شدیدتری را تجربه می‌کنند و از همه بدتر اینکه به مرکزهای درمانی، مشاوره یا پشتیبان دسترسی ندارند. پیامد چنین وضعیتی این است که زنان دچار بیماری‌های بدنی، روانی، بهداشتی، بارداری ناخواسته یا ایدز شوند.

ما  در   این  مبارزه  چه  باید  بکنیم؟
کارمان هرچه باشد و در هر جایگاهی که باشیم، همه ما باید برای کاهش خشونت علیه زنان و مبارزه با خشونت اجتماعی در جامعه بکوشیم. این جامعه، می‌تواند یک گروه کوچک کاری یا خانواده‌مان باشد.آموزش و آگاه‌سازی خانواده‌ها: این آموزش بیشتر کار سازمان‌های آموزشی، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد است. مشاوره و آگاه‌سازی زنان و مردان، از‌این‌رو مهم‌تر است که آمارها نشان می‏‌دهند بخش چشمگیری از خشونت بر زنان در خانه و از سوی اعضای خانواده انجام می‌شود (21 درصد از همه موارد گزارش‌شده). بسیاری از خانواده‌ها به‌ویژه در بخش‌های سنتی‌تر جامعه هنوز مردان را «صاحب» جان و مال و روان همه خانواده به‌ویژه زنان می‌دانند. 

پایش و گزارش: هر‌یک از ما باید هنگام روبه‌روشدن با خشونت (چه خانگی، چه در کار یا در شبکه‌های اجتماعی) آن را به مسئولان گزارش دهیم. اگر در محل کارتان نمودی از خشونت علیه زنان را دیدید نخست به مدیر و بخش منابع انسانی آن سازمان گزارش دهید و تا رسیدگی کامل آن را رها نکنید. مبارزه با باورهای نادرست فرهنگی: گاهی خشونت گفتاری یا بدنی، ریشه در باورهای اجتماعی و فرهنگی کهن دارد که ناروایی و نادرستی‌شان به‌ویژه در جهان امروز روشن است. کتاب‌های آموزشگاهی، دست‌اندرکاران آموزشی، تلویزیون و رسانه‌های گروهی و به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی نقش چشمگیری در دگرگون‌کردن باورهای ما دارند. آن هم با شتابی که با 20 سال پیش هم نمی‌توان مقایسه کرد.


وضعیت  ایران  در  این  زمینه  چطور  است؟
پردازش‌های آماری نشان می‌دهند که در سال ۹۸، شاخص خشونت علیه زنان در ایران ۲۰ تا ۲۲ درصد در مقایسه با سال گذشته (۹۷) افزایش یافته است. رئیس اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی می‎‌گوید این خشونت ریشه در مسئله‌هایی از جمله «اعتیاد، ناآگاهی و آماده‌نبودن در زمینه مسائل زناشویی و آسیب‌های روانی» داشته‌اند. گرچه در گزارش شاخص آماری افزایش یافته؛ ولی به معنی این نیست که زنان بیشتری خشونت را تجربه کرده‌اند؛ بلکه گزارش‌هایی که به مراکز اورژانس اجتماعی می‎رسند، بیشتر شده‌ است.

از سویی زندگی در شرایط کرونایی فراوانی گزارش‌های خشونت خانگی علیه زنان و کودکان را نشان می‌دهد و به‌ نظر می‌رسد درخانه‌ماندن اجباری موجب شده هیجان‌های منفی خشم و ترس بر تن و روان زنان فرود آید. چنین افزایشی می‎تواند برخاسته از آگاهی بیشتر و پیگیری جدی‌تر زنان درباره رخدادها و رفتارهای خشن و همچنین بهبود زیرساخت‌ها و ظرفیت سازمان بهزیستی و سازمان‌های مردم‌نهاد در شهرهای گوناگون و دگرگونی‌های فرهنگی جامعه باشد؛ کنش-واکنش‌ها و بازخوردهای فرهنگی‌ سازنده‌تری که زنان را از حقِ مراجعه به قانون در برابر خشونت آگاه می‌کند و پشتیبانی می‌کند.

در همین ماه‌ها خبر به‌اجرا‌درآمدن قانون تابعیت ایرانی فرزندان زنان ایرانی (مصوب مجلس دهم) نشانه‌ای امیدبخش است، با اینکه لغو برخی قانون‌های مصوب مجلس‌های گذشته هشداردهنده به نظر می‌رسد. خشونت یک داستان خشن در کتاب یا فیلم سینمایی نیست، چه بسا همین‌جا در روزمره‌هایی که به آنها عادت کرده‌اید، نمونه‌هایی از خشونت جریان داشته باشد. این روزها زنان و مردان بیشتری می‌دانند که می‌توانند در برابر خشونت بایستند، آن را گزارش دهند و از زمینه‌های خشونت‌آمیز پیشگیری کنند.

یادداشت‌ها

الهام فخاریخشونت علیه زنانشورای شهرشورای شهر تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *