شورا نمود جمهوریت در کشور


یادداشت الهام فخاری در روزنامه شرق- ۱۳۹۹/۰۲/۰۵

قانون اساسی بنیان سیاسی-اجتماعی هر کشور و قوام‌دهنده هر جامعه برای تکیه بر گذشته، پویایی در اکنون و پشتوانه‌ای برای آینده است. جمهوری اسلامی ایران بر همراهی و کنشگری مردم پایه‌ریزی شد و چگونگی همکاری مردم در اداره کارهای جامعه و کشور در چارچوب اصل‌های ۶ و ۷، 100 تا 106 به‌روشنی بازگو شده است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شوراها اصلی‌ترین بنیان حضور مردم و نمایندگان آنان در همه لایه‌های قدرت هستند. شوراها فراگیرترین ظرفیت واگذاری کارها به خود مردم به‌شمار می‌روند.

شورا هم به‌مثابه روش در اصل‌های ۶ و ۷ و هم به مصداق نهاد مشخص در اصل‌های 
100 تا ۱۰۶ در قانون اساسی مورد تأکید قرار گرفته است. اگرچه اجرای اصل‌های در پیوند با شوراها با فراز‌و‌فرودهای و دیرکردهایی روبه‌رو شد ولی اکنون تجربه‌ای پنج‌دوره‌ای از کار شوراهای شهری و روستایی و شوراهای فرادست (بخش، شهرستان، استان، عالی استان‌ها) سرمایه‌ای گران‌قدر و زمینه‌ای برای کاستی‌جویی و بهبود است.
شورا نهادی است که باید بر پایه روندی انتخاباتی ساختارمند شود ولی هنگام با برپایی نهاد شورا، اجرای قانون اساسی به پیش‌زمینه‌ای فرهنگی و زمینه‌های مدیریت کلان ملی و محلی نیاز دارد. کالبد شوراها به جان و شخصیت و فرهنگ همکاری، کار گروهی‌ و خرد جمعی معنا می‌یابد. پذیرش پیش‌فرض‌هایی ازجمله ایران برای همه مردم، گوناگونی به‌مثابه فرصت و سرمایه و نه تهدید‌ و پویایی اجتماعی برای شورایی‌زیستن بایسته است. پس از بیست‌و‌اندی سال از برپایی شوراهای اسلامی شهر و روستا امروز در برابر این پرسش هستیم که فراتر از تصویب عوارض و بهای خدمات، بودجه سالانه شهرداری‌ها و مقررات ساختمانی، شوراها چه مسئولیت‌ها، دستاوردها و ساخته‌هایی برای بالنده‌تر‌کردن فرهنگ همکاری، شورایی‌زیستن و شورایی اداره‌کردن امور داشته‌اند. آیا نهادهای ملی در راستای پرتوان‌تر‌شدن نهاد شورا کار کرده‌اند یا به ابزار و شیوه‌های گوناگون در پی کاستن از اختیارها و مسئولیت‌های شورا برآمده‌اند؟ آیا عزم ملی برای دگرگون‌کردن فرهنگ خودمحوری به فرهنگ همکاری و باهم‌زیستن بوده است، نمودها و روندها چگونه بوده است. جامعه شورایی ایران امروز تجربه‌ای پنج‌دوره‌ای از شکست‌ها و پیروزی‌ها، فرازها ‌و‌ فرودها را پشت‌ سر گذاشته است. اگرچه برخی رویکردهای رسانه‌ای کوشیده‌اند شوراها را دچار کژی و کاستی و ناکارا نشان بدهند، در کل شوراها به‌عنوان رکن جمهوریت نظام جمهوری اسلامی ایران، موجب پیشبرد بسیاری از کارهای شهری و روستایی، توسعه خدمت‌ و بهبود کیفیت زندگی مردم بوده‌اند. مانند هر نهاد و جامعه‌ای، درصدی خطاکار و مجرم در این جامعه بوده و خواهند بود ولی این میزان کمتر از یک درصد جامعه شورایی بوده است. شورا نمود جمهوریت در کشور ماست، کاستی‌جویی از کارکردها و ساختار شورا کاری برای بهبود است و می‌تواند راهگشای باشد. شورا فراتر از یک نهاد، به‌مثابه روش باید مورد توجه بیشتری قرار بگیرد. یکی از برجسته‌ترین کارکردهای شوراها فرهنگ‌سازی و تمرین مهارت‌‌های باهم‌زیستن، شورایی اندیشیدن و شورایی اداره‌کردن امور است. به گمان من راه بهبود رویه‌های و رویکردها در جامعه ما از توان‌افزایی، بالندگی و گسترش شوراها می‌گذرد. شورا یک فرهنگ و شورایی کار‌کردن ویژگی شخصیتی و راهبرد روشی ما می‌تواند باشد. نباید تنها به ایجاد و نگهداشتن ساختارها بسنده کرد، درون‌داشت(محتوا) و فرهنگ شورایی مسئله‌ای بسیار مهم‌تر است.

یادداشت‌ها

الهام فخاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *