هويت در شهرهای ايران و گذار از سنت تا امروز


از دیدگاه روان‌شناسی بالندگی (رشد)، شناسه (هویت) دستاورد رشد روانی- اجتماعی، به‌ویژه در دوره نوجوانی و پس از گسترش و رشد شناخت انتزاعی است. هویت را می‌توان شناخت کم‌وبیش پایدار از خود تعریف کرد. از دیدگاه اریکسن، چالش نوجوانی با جست‌وجوی هویت درآمیخته است. چالش نوجوانی برای دستیابی به معنایی شخصی و آگاهانه از خود در پیوستگی با گروه، می‌تواند به وضعیت‌های هویتی گوناگون بینجامد. هویت‌یابی (بازشناسی شناسه) فرایند پیچیده‌ای دارد که برخاسته از دگرگونی‌های بدنی- هورمونی، شناختی و روانی است و از راه کنش‌های پیچیده‌ای در بافت جامعه، ازجمله جامعه‌پذیری صورت می‌پذیرد.

پیش‌درآمد هویت (شناسه)، رسیدن به یکپارچگی شخصیت است و مفهوم مقابل آن گمگشتگی نامیده شده است. از سوب دیگر، برخی بر این باور هستند که هویت یک سازه پایدار و فراگیر نیست و افزون بر چارچوب فرد از خویشتن-گردآوردی، دگردیسی‌های پیوسته را هم در خود دارد. در آغاز بلوغ، نوجوان درگیر هویت‌های چندگانه و چندگونه است و «خود»های گوناگونی را تجربه می‌کند. هویت می‌تواند سازنده (مثبت) یا منفی، جنسیتی یا فراگیر، پیش‌رس یا دیررس(معوق) باشد. هویت (شناسه) هم همانندی‌ها و هم ناهمانندی‌ها (تمایزها) را دربر دارد. از این رو، می‌توان گفت هویت سازه‌ای چندسویه و نیز چندلایه است. زمان، مکان، بافت گروهی (قوم، جامعه و طبقه)، پیشینه تاریخی و دگرگونی‌ها، ازجمله دگرگونی‌های طبیعی یا سیاسی، بر آن اثرگذار هستند.

                                         مهارت‌آموزی برای زندگی آگاهانه شهروندان در بافت جامعه

                                           و بستر داده‌پردازی‌های بی‌مهار، شدنیی و سودمند است.

از چهار زمینه هویتی مذهبی، جنسیتی، سیاسی و شغلی یاد شده است. آنچه ما امروزه با نام هویت قومی یا ملی می‌شناسیم، در نظریه اریکسن در دسته هویت سیاسی جای می‌گیرد. چالش هویت‌یابی نوجوانی بر پایه زمینه، ویژگی‌های فردی و بافت اجتماعی می‌تواند به وضعیت‌های متفاوتی بینجامد. نخست، هویت‌یافتگی که آمیخته و یکپارچه‌کردن شناسه‌ها و کنارگذاشتن گزینشی برخی هدف‌ها و ارزش‌های آورده شده از سوی خانواده و فرهنگ است؛ دوم، آشفتگی هویتی که ناپایبندی به هرگونه هدف و ارزش، بی‌تفاوتی و ناپایداری نقش (عبارت کلیدی: «هیچ چیز اهمیت ندارد»)، سردرگمی و ناپایداری و سنگرگرفتن در برابر تعهد که زمینه‌ساز افسردگی و آسیب و بزهکاری است؛ سوم، هویت زودرس که پذیرش بی چون‌وچرای بسته ارزش‌ها و باورهای سنتی برای برخورداری از تأیید و دوری از فشار درگیرشدن با سنت است که این وضعیت ممکن است در بزرگسالی به سرگردانی و شدت‌یافتن چالش بزرگسالی میانه بینجامد؛ چهارم، تعلیق هویت یا خودیابی است که با توجه به پیچیدگی زندگی امروز، به خودی خود منفی نیست و می‌تواند «پیداکردن و ساختن خود» پایدارتر را فراهم کند.

چنانچه گفته شد، هویت‌یابی کار پیچیده‌ای بوده که دربردارنده فرایندهای چندگانه و برگرفته از عامل‌های گوناگونی است. نابسامانی یا آسیب‌مندی هر یک از این عامل‌ها، دشواری‌ها و آشفتگی‌های بافتی، به‌هم‌ریختگی و فشارهای اقتصادی و گسستگی جامعه از پیشینه و سرمایه‌های فرهنگی و تاریخی، فرسودگی گروه‌های مرجع، کاستی‌مندی جامعه‌پذیری و آسیب‌مندی خودباوری و خودپنداری می‌توانند هویت‌یابی نوجوانان را دچار مشکل کرده و روند دگرگونی‌های اجتماعی را آسیب‌زا کنند. با این درآمد، هویت‌یابی نوجوانان در کشورها، شهرها و روستاها ناهمانندی‎هایی دارد؛ ولی با توجه به گسترش و دسترسی‌داشتن به فناوری ارتباطات و اطلاعات، مرزها کمتر به چشم می‌آیند.

                               مدیران و شهروندان در برابر نسل جوان و هویت‌یابی آیندگان مسئولیت دارند.

پیش از گسترش فناوری ارتباطات، جامعه ایرانی دشواری‌هایی جدی در هویت‌یابی نوجوان را تجربه کرده، با توجه به فضای سیاسی- اجتماعی در بازخوانی تاریخ، بخش‌هایی را حذف و بخش‌هایی را برجسته‌تر کرده است، پیوند میان مردم و پیشینه تاریخی‌شان بیشتر سلیقه‌ای شده و در رسانه‌های رسمی، با توجه به ملاحظاتی بخش‌هایی حذف شده‌اند.

این مسئله کم‌ و بیش در شصت سال گذشته در کتاب‌های درسی هم به چشم می‌خورد. برخی تلاش‌ها و زیاده‌روی‌ها در باستان‌گرایی یا باستان‌ستیزی، چالشی ارزشی برای نوجوانان پدید می‌آورد. از سویی، سازگار‌کردن «خود قومی» با «خود ملی» در بزنگاه‌هایی دچار کاستی و تعارض شده است. سن (برگردان مجلسی، ١٣٨٨) بایستگی پرداختن به شناسایی وابستگی‌های رقابتی، آزادی‌ها، تاب‌آوری و گزینش و تعهد را گوشزد کرده است. به باور او، ژرف‌شدن رویارویی غرب و غیرغرب، مذهب و بی‌مذهبی، به‌ویژه نابرابری‌های اقتصادی و سرمایه‌ای، چالش هویت در شهرهای غیرغربی را برجسته‌تر می‌کند. از سویی، می‌توان در کنار هویت شهروندان از هویت (شناسه) شهرها و کشورها سخن به میان آورد؛ ولی با این ناهمانندی که هویت آدمی، فراورده‌ای ساخته او در بافت اجتماعی است و هویت شهر، برساخته آدمیان (شهروندان در دوره‌های تاریخی گوناگون) است. هویت (شناسه) ایرانی در بستر تاریخ پرفراز و فرود و فشارهای اجتماعی- اقتصادی، گاهی دچار کاستی‌ها و گزندهایی ازجمله ناپیوستگی‌ها شده است؛ ولی داشته‌ها و ترفندهای ارزنده برای بازسازی و بهبود هم دارد. یکی از چالش‌ها گذار جهشی (پرشی) و ناپیوسته از سنت جامعه محدود به نوگرایی جامعه جهانی است. دشواری دیگر، آشفتگی و درماندگی شهروندان در فشردگی‌های زندگی در کلان‌شهرها و مسئله‌مندی کیفیت زندگی روزمره ایرانی به‌ویژه در پایتخت است. در کنار این مسئله‌ها، مهاجرت و پیامدهای هویتی آن بر پیچیدگی مشکل افزوده است.

اثرگذاری نهادهای قدرت درون‌مرزی و برون‌مرزی، برنامه‌های درازانگر جهانی و گوناگونی زمینه‌های زندگی مدرن و پسامدرن امروزی، بر دشواری‌ها و نیز گوناگونی آسیب‌های هویتی افزوده‌اند. مهار شتابِ داده‌پردازی‌ها، ناممکن است؛ ولی مهارت‌آموزی برای زندگی آگاهانه شهروندان در بافت جامعه و بستر داده‌پردازی‌های بی‌مهار، شدنی و سودمند است.

امروزه چالش هویت‌یابی و پیامدهای کاهنده آن، از جمله آشفتگی هویتی و هویت منفی، بیش از همیشه شهروندان ایرانی را به‌ویژه در پایتخت، دچار مشکل کرده است. یکی از نمودهای گسست و بیگانگی اجتماعی در برخی زمینه‌ها و ناکارایی دهه‌ها یاری جستن از فشار پیدا و پنهان برای پذیرش اجباری ارزش‌ها و باورها، همان پیروی چشم‌بسته از برخی کنشگران فضای مجازی بوده است که دچار اختلال‌های منش و روان هستند. نداشتن برنامه بلندمدت و گریز از مهارت‌آموزی و کمبود تعهد به دیگر شهروندان، نمودهای رفتاری دیگری است. ناتوانی جوانان در پدیدآوری چشم‌انداز و راهبرد زندگی فردی و اجتماعی از ناپایداری‌های سیاسی و اقتصادی نیز اثر گرفته است.

                هویت‌یابی کار پیچیده‌ای بوده که دربردارنده فرایندهای چندگانه و برگرفته از عامل‌های گوناگونی است.


شوربختانه مدیریت جامعه در برخی مواقع نه‌ تنها نتوانسته پیشگیری و برنامه‌ریزی کند، بلکه پیرو هواداران پرشماری مانند بغ‌بغوکنندگان، تلاش کرده آنها را مرجع سرمایه اجتماعی خود و در کنار اجتماع سنت‌گرا قرار دهد. به سخن دیگر، نه‌تنها در پی چاره‌جویی نبوده، بلکه خواسته از این گسسته‌ها و آشفته‌های هویتی برای بهبود پایگاه اجتماعی خود در گردآوردی ناهمخوان و اسکیزوفرنیک بهره بگیرد که البته برنامه‌ای کاملا شکست‌خورده است. در کنار تلاش منفی رقیبان و چالش‌آفرینان خارجی، خطاهای مدیریتی و رویکرد مهندسی به زمینه‌های انسانی و فرهنگی هم به هویت‌یابی بخش‌هایی از جامعه ایرانی لطمه زده است. این ناهماهنگی‌ها در سیاست‌های شهرداری، زیباسازی، فرهنگ و هنر و پسند و ناپسندهای اجتماعی زمینه آشوب هویتی را فراهم کرده است.

جامعه ایرانی از پیشینه و سرمایه فرهنگی ارزنده و پربار بهره‌مند است و از باستان پیش از اسلام تا شکوفایی فرهنگ اسلامی را برای آینده ایران توشه راه دارد. در گام نخست، آگاهی از داشته‌ها و نداشته‌ها می‌تواند ما را برای امروز و آینده آماده کند.

مدیران و شهروندان در برابر نسل جوان و هویت‌یابی آیندگان مسئولیت دارند. پیچیدگی‌های دنیای امروز باید ما را برای تلاش آگاهانه‌تر و اعتمادسازی میان نوجوان و قدرت و جامعه هوشیارتر و مصمم‌تر کند. می‌توان چشم‌انداز، برنامه و روش‌های کارا برای بهبود فرایند هویت‌یابی و شهروندی مسؤولانه پیش‌بینی کرد. آموزش مهارت‌های ندگی، مهارت‌های اجتماعی و مهارت‌های فرهنگی ازجمله برجسته‌ترین کارهای زمینه‌ساز بهبود هستند. با این همه، به یاد داشته باشیم که دگرگونی‌ها و بازآفرینی‌های اجتماعی، برنامه‌های ناگهانی و نقطه‌ای نیستند. از این‌رو با آمادگی و شکیبای باید برنامه بازآفرین هویت شهر، هویت شهروندان و ارزش، انگیزش و کنش اجتماعی را با متخصصان و به گونه‌ای برای بسترسازی آفرینش ایمن پی‌ریزی و پیگیری کنیم.

 

یادداشت‌ها

الهام فخاریجواناندکتر الهام فخاریسبک زندگیهویت جوانان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *