پنداشت که مهلتی و تاخیری هست


یادداشت هفتگی روزنامه ایران- ۱۳۹۹/۰۲/۰۶

 

سیل که راه می‌افتد، کوه و دره و خانه و دشت و همه را در خود می‌پیچد و می‌رود. آن‌چه پس از سیل می‌ماند نه مانند گذشته است نه به درد آینده می‌خورد، بیش‌تر توده‌ای از عبرت است بی‌بازگشت. دیگر فرقی هم ندارد که گل سرخ در آن موج توفنده بوده یا تیر و تخته. سیل، زمین‌لرزه، توفان، آتشفشان، آفت چالش‌های طبیعی هستند، و از این دست رویدادهای ویران‌گر آدمی‌ساخته هم کم نداریم: جنگ، شایعه، دزدی، تحریم، انفجار و خرابکاری ریلی و هوایی و زمینی و دستکاری‌های زیستی. میان این‌همه رویداد دانسته و ندانسته چه بر سر آدم‌ها می‌آید؟ تازه این جدای از تنش‌ها و فشارهای برخاسته از زندگی روزمره و خرد و درشت‌های فردی و خانوادگی و گروهی است.

با همه‌ی این خطرها و دشواری‌ها هوش و توانایی‌های شناختی ، عاطفی و زندگی اجتماعی آدمیان او را بر جهان پیرامون چیره کرد و گسترش فناوری هم برخی کارها را زودتر پیش برد. همین فناوری از خطرهایی کاستی و خطرهایی نوپدید را نمایان کرده‌است. کارکردها بیش‌تر فن‌بنیان شده و آن چه فرهنگ زندگی بود انگار میان این فلزها و مواد مصنوعی رنگ‌پریده به نظرمی‌رسد. نخستین رسانه‌ها گرچه پیشینه‌ای تا دیرینگی زندگی گروهی آدمیان دارد ولی رسانه‌ی نوین ابزاری پساصنعتی است. جمع‌های پرشمار و فشردگی جامعه شهری نیاز به آگاهی‌رسانی به مثابه یک کسب و کار روشن را بیش‌تر کرد و صنعت رسانه گسترش یافت. امروز پس از دگرگونی‌های زیاد رسانه چندین سپهره‌ و چندین و چند گونه دارد تاجایی که به پشتوانه‌ی فناوری پیشرفته برای هر شهروند میدان کار رسانه‌ای فراهم می‌شود.

این دسترسی‌های فناورانه با همه‌ی دستاوردهایشان به معنای کنارگذاشتن کار حرفه‌ای، فرهنگ و اخلاق حرفه‌ای و آموزش کادر رسانه‌ای نیست. در جامعه‌ای که روندهای کاری و آموزشی و قرارگرفتن آدم‌ها در کار ملاک و معیار دارد، با وجود آزادی شهروندان برای تجربه و کنش‌گری فرهنگی، هنری یا رسانه‌ای، کار حرفه‌ای و حرفه‌ی هر کسی چارچوب و ارزش‌هایی دارد که باید به آن‌ها پایبند باشد. این ضرورت در چالش‌های طبیعی یا آدمی‌ساخته نمود و ضرورت روشن‌تری دارد. جان و سرمایه و زندگی هر شهروند مسولیت همه‌ی کنشگران رسمی مدیریت بحران ازجمله رسانه‌ها است. اگر بستر رسانه‌ حرفه‌ای تامین باشد متخصص برخوردار از فرهنگ حرفه‌ای و آگاه به حریم‌های شخصی، قانونی و اجتماعی است که مرجع خبر است و خبر در راستای مدیریت چالش‌ها و کاهش آسیب به مردم و در راستای تامین منافع ملی و فردی حرفه‌ای تدوین می‌شود. در شرایطی که زمینه‌ی کار رسانه‌های رسمی مانند زمین پرکلوخ و دست‌انداز شود ولی در میانه‌ی آن سیل یا شایعه یا خرابکاری بحرانی بزرگ‌تر از نقش‌آفرینی کسانی پدید می‌آید که نه فرهنگ حرفه‌ای می‌دانند نه تعهدی به چارچوب‌های ملی یا محلی مدیریت بحران و پدافند غیرعامل دارند. بر موجی سوار می‌شوند که گل و لای سیل‌ش هولناک است. بیش از همیشه باید به آموزش مهارت‌های سلامت روان و بهداشت روانی در بحران به‌ویژه در پدافند غیرعامل، تعهد به مصوبه‌های ملی و مرجعیت رسانه حرفه‌ای بپردازیم.

یادداشت‌ها

الهام فخاریروزنامه ایرانشورای شهر تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *