چرخ‌ خوردن در گرداب مسائل ساده


یادداشت هفتگی الهام فخاری در روزنامه شرق- ۱۳۹۹/۱۰/۲۴

حال‌و‌روزمان پیش‌رو است. هوای آلوده، تحریم‌های سنگین، اقتصاد پالوده، همه‌‌گیری بیماری کووید ۱۹و بایسته‌هایی مانند فاصله‌‌ بهداشتی و خودداری از دورهمی و… . گروهی علیه گروه دیگر می‌گویند، جایی کسانی خبرهایی درست می‌کنند که گروهی دیگر نقد می‌کنند. هوا آلوده است و روز و شب درهم پالوده. میان این حال‌و‌روز ما، ولی چشم‌هایی به رفتار ما می‌نگرند و گوش‌هایی این هیاهوهای ما را می‌شنوند که نقشی در پدیدآمدن این روزگار نداشته‌اند. درست پیش‌روی نسلی با‌هم بگومگو می‌کنیم و دست‌به‌یقه می‌شویم که هنوز از چرایی هستی و چیستی جهان در شگفت هستند. این وضعیتی که همه با هم در آن به سر می‌بریم، پنجره‌ای غبارآلود و درهم‌ریخته است که هرازگاهی هم گوشه‌های از آن به سنگی شکسته شده است. آیا در این هنگامه‌‌ها خود را به‌جای کودکان و نوجوانان گذاشته‌ایم؟ چه کسی حواسش به آشوبی که در دریافت و شناخت آنان پدید آورده‌ایم، هست؟ هنگامی که می‌خواهیم برای یا بر کسی یا دیدگاهی چیزی بگوییم یا بنویسیم، هنگام توییت‌نوشتن و مطلب‌فرستادن، در تریبون‌ها که می‌خواهیم بدرخشیم، کی و کجا به نسلی نگران و درمانده از این رودررویی‌ها و چندگانگی‌های رفتار و سخنمان اندیشیده‌ایم؟

اگرچه جهان برای همگان ناایمن و پرخطر است، ولی برای کودکان خردسال و نوجوانان درگیر چالش هویت‌یابی و شناخت انتزاعی، زندگی دشوارتر شده است. چه‌بسا شمار بیشتری از آموزش و پرورش رسمی برخوردار شده‌اند‌ ولی بیشتر کودکان و نوجوانان امروز درگیر و گرفتار ناپایداری‌ها، ناکارایی‌ها و به‌هم‌آویختگی‌های بزرگ‌ترها هستند. از خانواده تا نهادهای جهانی همه‌جا پر از بگومگو و کشمکش است. فناوری ارتباطی و داده‌پردازی که دستاورد این هدیه‌ها به‌شمار می‌رود و چه‌بسا برای بسیاری از ما گیراست، برای کودکان ناامنی و آشفتگی بیشتری رقم می‌زنند. هر‌روز را با خبرهایی از خطرها، چالش‌ها، رویدادهای تلخ، درگذشت‌ها و دگرگونی‌های بزرگ‌ترها آغاز می‌کنند و همواره صفحه پردازش دستگاه‌های گوناگون نماهایی از درگیری و دیواربالاروی و سیل و آب‌شدن بخش‌ها و… نشان می‌دهد.

در این هنگامه‌‌ها چه کسانی توجه دارند که چه بر سر دریافت و شناخت کودکان و نوجوانان این دوره می‌آید؟ بی‌تفاوتی و بی‌کنشی یک روی واکنش نسلی آنها می‌تواند باشد و روی دیگر آن هراسیدگی و تحریک‌پذیری زیاد است. هر‌دو روی این سکه برای نسل نو زیان‌بار خواهد بود و آنان را در خطر آسیب به خود یا دیگری قرار می‌دهد. در جدایی‌ها یا پیوندها و در سازش‌ها یا درگیری‌ها، در باختن‌ها و بردن‌ها همواره باید به ‌یاد داشت پیامدها بر کودکان و نوجوانان اثرگذار هستند، بی‌آنکه آنان نقشی در چیستی و چگونگی تعامل‌های بزرگسالان داشته باشند. برداشت ناایمن از جهان پیرامون، زیست درونی کودک با نوجوان را هم درهم می‌ریزد. آشفتگی خانواده و بزرگسالان و ناپایداری‌هایی که به‌ویژه وضعیت خانواده‌ها و خویشاوندی‌ها‌ و فراتر از طبقه‌های اجتماعی-اقتصادی را دربرگرفته، دریافت و شناخت کودکان از زندگی را دچار آسیب می‌کند.

در این میانه و هنگامی که خیلی از عامل‌ها در مهار ما نیستند، خودمان در فشار و تنش زندگی می‌کنیم، چه باید و چه می‌توان کرد؟
روزگاران گذشته هم ناپایداری‌ها و چالش‌هایی بزرگ و ژرف رخ داده‌اند‌‌ ولی امروز ما به فناوری ارتباطی و داده‌پردازی دسترسی داریم. یادمان باشد مدیریت شرایط واگوی بی‌‌توجهی و ساده‌انگاری نیست. مدیریت چالش یا بحران تنها سازوبرگ فنی و چادر بحران نیست. مدیریت چالش یا بحران در گام نخست مدیریت و مهار و یادآوری شناخت، هیجان و رفتارها برای کاستن از زیان و خطر و پایداری نسبی وضعیت افراد است. در این میان توجه به وضعیت کودکان و نوجوانان بخش ارزنده‌ای از مدیریت بحران باید باشد. در این هنگامه‌‌ها یادمان باشد کمک‌گرفتن از مشاور کودک و نوجوان بخشی از مدیریت بحران است. در این تنگناها مراقب باشیم فشار بر کودکان و نوجوانان را افزون نکنیم.
ما در شرایط بحرانی پیچیده‌‌ای ماه‌هاست که برای بسیاری چیزهای به‌ظاهر پیش‌پاافتاده هم دچار مسئله شده‌ایم، به‌گونه‌ای که هوای دم و بازدممان هم تنگ و تاریک است. ناخرسندی و کشمکش و درماندگی ما بیش از همه بر نسل نو اثرگذار خواهد بود. به بزرگ‌ترها اگر جفا می‌کنید، این وضعیت را بر کودکان و نوجوانان روا ندارید.

یادداشت‌ها

کروناکودکاننوجوانان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *