چشم‌ بر عوامل کاهش جمعیت نبندیم


آدمی موجودی است که گروهی زندگی می‌کند و زیست گروهی او اجتماع و در سطح کلان‌تر جامعه نامیده می‌شود. به شماری از افراد که در جا و گاه مشخصی زندگی می‌کنند و ویژگی‌های مشترکی دارند هم جمعیت گفته می‌شود. واژه جمعیت برای هر‌یک از گونه‌ها و هم بر پایه ویژگی‌های همانند و ناهمانند در میان یک گونه هم به‌ کار می‌رود. یکی از مفهوم‌های هم‌پیوند با جمعیت محیط است. میان جمعیت‌های گوناگون هم رابطه و هم ستیز می‌تواند باشد.

هنگامی که از جمعیت سخن می‌گوییم، نخستین چیزی که فراخوان می‌شود، شمار افراد است. گرچه آشناترین شاخص جمعیت فراوانی و شمار افراد آن جمعیت است؛ ولی شاخص‌هایی مانند خزانه ژنی، زاد و افزایش، مرگ‌و‌میر و همچنین جوانی جمعیت پرکاربرد و بنیادی هستند.
پرداختن به جمعیت و شاخص‌ها، راهبردها، بالندگی و پایش تهدیدها و فرصت‌ها کار چندسویه، مسئولیتی هم حاکمیتی و هم دانش‌پژوهانه (علمی) و مسئله‌ای سیاسی-اجتماعی- اقتصادی به‌ شمار می‌رود. سیاست‌های بهداشتی و درمانی، پرورشی و آموزشی، سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری، نظامی و دفاعی همه هم‌پیوند با نظام جمعیتی هستند. برنامه‌های کلان توسعه‌ای و سندهای ملی هم با توجه به پیشینه جمعیتی و برای آینده جمعیتی بر پایه جمعیت مستقر موجود باید نوشته شوند. جمعیت سرمایه برجسته و بنیادی هر جامعه است که باید حاکمیت ملی بالندگی، پویایی و ارزش‌آفرینی آن را هدف قرار دهد و در راستای قانون اساسی فرصت‌ها، فضاها و فرایندهای عادلانه‌ای برای جمعیت فراهم کند.
از جمله عامل‌های اثرگذار بر چگونگی و چندی جمعیت می‌توان به پایداری و احساس امنیت، دسترس‌پذیری عادلانه منابع پایدار، برخورداری از فرصت‌های بالندگی، برآورده‌شدن نیازهای پایه، بهداشت و بهزیستی بدنی و روانی و اجتماعی، خوب‌بود (سلامت و رفاه) اقتصادی و مهارپذیری رویدادها و فرایندها اشاره کرد.
نگهداشت و پربارسازی ذخیره ژنی جمعیت، پایش اندازه یا شمارگان جمعیت و توجه به نرخ زادآوری برخی از بایسته‌های حاکمیتی و نظام سیاسی-اجتماعی مستقر در هر کشور یا جامعه هستند. با اینکه این بایسته‌های حاکمیتی بر دوش نظام مستقر نهاده شده؛ ولی دگرگونی یا سامان‌دهی جمعیتی مسئله‌ای دستوری و تنها تبلیغاتی نمی‌تواند باشد.
از برجسته‌ترین عامل‌های اثرگذار بر چگونگی جمعیت دریافت جامعه از امنیت، پایداری، عدالت و فرصت‌های بالندگی فردی و گروهی هستند. بدون توجه به این پیش‌بایسته‌ها سرمایه‌گذاری نسلی برای آینده در خطر قرار می‌گیرد و ناپایداری‌ها به کاهش نرخ زادآوری و در وضعیت درازمدت به بسته‌شدن پنجره جمعیتی می‌انجامد. امنیت، منابع پایدار، امید به آینده، همدلی در ارزش‌های بنیادین و تعادل و تعامل میان جمعیت هر جامعه/ کشور با دیگر جمعیت‌ها بر چگونگی جمعیت، ماندگاری و بالندگی اثر می‌گذارند. سوی دیگر این ماجرا می‌تواند آشفتگی، خودویرانگری و دیگرستیزی، کهنگی و ستیز با نوآوری باشد که جمعیت را دچار کاستی و مسئله می‌کند. به سخن دیگر جمعیت به‌مثابه سرمایه بنیادی هر کشور دستخوش نظام‌های پیچیده‌ سیاسی، امنیتی و اقتصادی می‌شود و چه بسا در چرخه‌هایی فزاینده یا در روی دیگر کاهنده می‌افتد.
آنچه در روز ملی جمعیت برای همه سیاستگران و سیاست‌گذاران ملی و محلی باید هشداردهنده باشد، روند کاهنده رشد جمعیت، کاستی‌های چگونگی (کیفیت) زندگی جمعیت مستقر کنونی و ناامیدی و بی‌آرزویی‌های جمعیت برای آینده است. زادآوری فرایندی بر پایه امنیت روانی و بدنی و اجتماعی دارد و از منابع دسترس‌پذیر و پایدار ریشه می‌گیرد. اگر در میان کشمکش‌های داخلی و سیاسی و در هنگامه‌‌های منطقه‌ای بیش‌از‌این نسبت به جمعیت و چگونگی زیست و زادآوری جمعیت کم‌توجه باشیم، به‌زودی مانند دیگر سرمایه‌های ملی، جمعیت به‌مثابه سرمایه بنیادی کشور هم دچار مسئله‌هایی پیچیده خواهد شد. چاره‌ مسئله‌ جمعیتی تنها دستور و تبلیغ رسانه‌ای نیست، راه‌حل چنین مسئله‌هایی را باید در چگونگی سیاست‌های ملی، ارتباطی و کیفیت زندگی شهروندان جست.
روز ملی جمعیت روز هشدار بزرگ به همه کسانی است که آینده این سرزمین را رقم می‌زنند و در نهادهای سیاست‌گذاری، اجرائی و قضائی و امنیتی ایفای نقش می‌کنند. جمعیت سرمایه‌ جبران‌ناپذیر، بنیادی و بی‌مانند ایران است؛ این سرمایه را درست بشناسیم، بدون سوگیری نسبت به آن متعهد باشیم و برای بهره‌وری سودمند آن همدلانه کار کنیم.

یادداشت‌ها

جمعیت ایرانشورای شهر تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *