کجای این جهان ایستاده بودیم


یادداشت هفتگی  الهام فخاری در روزنامه ایران- ۱۳۹۸/۱۲/۱۷

 

یکی دو ماه پیش که در کارگروه گردشگری نوروزی داشتیم سیاهه‌ی نوروزخوانی‌های شهرستان‌ها از جمله ورامین یا دماوند و آبسرد را می‌نوشتیم، و می‌خواستیم برای شناساندن کسب و کارهای بومی در استان‌ تهران طرح رسانه‌ ای را پیش ببریم، نگران تند گذشتن این روزهای ماه‌های آخر سال بودیم. کسی چه می‌دانست که این روزهای پایانی اسفند برای مردم این‌گونه کش‌دار و دشوار شود. روزی روزگاری که کتاب “سقوط اصفهان” را می‌خواندم، با خواندن هر بند کتاب می‌گریستم و از آن تجربه‌ی زیسته‌ی مردمان آن روزگار در شگفت بودم که چگونه دوباره آفتاب را درود گفته و باز هم زندگی راه خود را در این همه‌ی جنگ و غارت و بیماری و دشواری جسته و پیموده‌اند.
نمی‌دانم که چنین بیماری چقدر جنگ زیستی است یا چقدر برآمده از دگرگونی‌های محیط‌زیستی، ولی می‌دانم که در جهانی که تا چند ماه پیش جان از یکدیگر می‌ستاندند، در جهانی که هم اکنون هم آن‌سوترها ارتش آن کشور در برابر کشوری دیگر گلوله شلیک می‌کند، همه در برابر ناشناختگی زمین‌گیر شده‌اند.
در این نبرد ناخواسته و ناگهانی هدف را فرماندهی نظامی این کشور یا آن کشور مشخص نکرده است و هر آدمی شاید هدف حمله قراربگیرد. در این نبرد خانه پناه‌گاه و خانه‌نشینی دوگانه‌ای از حفاظت و دربندشدن است. گویی این‌روزها به راستی چالشی فلسفی است.
شاید این روزها که روزی گمان می‌کردم آنقدر کار داریم که نمی‌توانم ساعتی در خانه باشم، در کنار پنجره‌ باید “عبور یا نجات تهران” یا “عبور ایران” را نوشت. نوروزنامه‌ای از پویش‌هایی برای ادامه‌دادن برای نباختن و نبریدن می‌توان ثبت کرد.
شاید در این آخرین سال‌های قرن این تکانه‌های ناگهانی که ما تجربه می‌کنیم داستانی شود برای آیندگان و روزی کسی بر تنهایی و بی‌پناهی مردمی درنگ کند و از خود بپرسد کجای این جهان ایستاده بودیم.

 

یادداشت‌ها

الهام فخاریروزنامه ایرانکروناکووید19نوروزیادداشت الهام فخاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *