کرونا دار‌ و دسته‌ سیاسی نمی‌شناسد

یادداشت هفتگی الهام فخاری در روزنامه شرق- ۱۳۹۹/۰۸/۲۱

زمستان گذشت و درختان شکوفا شدند. تابستان گذشت و پاییز آمد. کووید ‌۱۹ جهان را فراگرفت، بسیاری از عزیزان را بیمار کرد و شمار زیادی را برای همیشه از ما گرفت. این یک سال برای برخی تندتر برای برخی کندتر از همیشه گذشت، خیلی کارها به‌هم ریخته‌اند و خیلی چیزها سر جای خودشان نیستند. گوناگونی برگ‌های رنگین و تنه‌های تیره‌رنگ درختان کهن و بوی باران آبانی مانند سال‌های گذشته‌اند ولی تجربه زیسته جهان مانند هیچ زمان دیگری نیست. روزهای نخست خبرها و نماهایی بود از جایی دور در سرزمینی دور. همه آن توفانی را که زندگی را درمی‌نوردید، تماشا می‌کردند. خیلی زود موج همه‌گیری نفس خودمان را گرفت، کارها و پیشه‌ها تعطیل شدند، نوروزی دور از همدیگر به سر رسید‌ ولی کرونا به پایان نرسید. نه دارو دارد نه واکسن، نه این‌سوی جهان در امان است نه آن‌سو، با همان دم و بازدمی که به فرموده سعدی مُمِد حیات و مفرح ذات بود، درونمان می‌خزد و تومار زندگی خود، نزدیکان و همراهانمان را در هم می‌پیچد. جاهایی از جهان شمار کشته و بیماران کمتر از روزهای نخست است و در جاهایی مهار شده؛ ولی اینجا هر ‌روز بدتر از دیروز… .

هر گروهی به دیگر گروه‌ها انگ می‌زند. برخی از مردم دولت را و بخشی از دولت مردم را مقصر می‌دانند. شورا بر گزارش و پیشنهاد کارشناسی‌اش پافشاری می‌کند، کمیسیون مجلس و مجمع نمایندگان استان شیوه‌نامه‌ای را بایسته می‌دانند، ستاد فرماندهی مدیریت مهار کووید ‌۱۹ تهران، مردم و اصناف و سازمان‌ها را خطاب قرار می‌دهد، ستاد ملی ساعت‌ها نشست دارد و بیماری‌ و بیماری و بیماری است که هر ‌روز بدتر از دیروز جابه‌جا می‌شود و جان‌ها می‌ستاند. برخی دشواری‌ها و چالش‌های پیامد تحریم‌ها، برخی بی‌پروایی بخش‌هایی از جامعه و کسانی هم ‌ناچار‌بودن به ادامه کار روزمره را در توجیه (به‌جانمایی) این شلوغی‌های روزمره کار و زندگی بازگو می‌کنند. همه این دشواری‌ها راستین و درست هستند ولی ما با یک مسئله تاریخی، بنیادی و دشواری‌آفرین سروکار داریم. جامعه ما که هم حاکمیت مدیریتی ازجمله دولت و هم مردم منظور است، در برابر چالش، رویداد و ماجرا، طبیعی یا انسان‌ساخته، پیش از آنکه به «برای بهبود چه کنیم» بپردازد، سرگرم «چه کسی مقصر است» می‌شود.

جامعه ما (حاکمیت و دولت و مردم) بیش از آنکه به هم‌افزایی برای برون‌رفت از دشواری بپردازد، کانون‌مند بر فروکاستن و مچ‌گیری و تمسخر طرفین توانش را صرف می‌کند. جامعه ایرانی شوربختانه در جاهای کلیدی به‌جای کوشش همکارانه برای بهبود وضعیت یکدیگر، بیشتر سرگرم زدن دیگران برای نگه‌داشتن وضعیت خود می‌شود. کاستی‌جویی از منش و روش‌های ایرانی‌مان برای فروکوفتن خودمان نیست. اگر در رویارویی با دشواری‌ها، بیماری‌ها، بن‌بست‌ها و چالش‌ها این رویه سر به دیوار سخت کوبیدن را ادامه بدهیم، همین آش است و همین کاسه. بیماری منطق دلبستگی ما را در کار نمی‌کند، دلش برای کسی نمی‌سوزد، از لانه‌گزینی در بدن کسی چشم‌پوشی نمی‌کند، بیماری‌زا جابه‌جا و زیاد می‌شود و آدم‌ها، به‌ویژه آنها را که هنوز به سیاق گذشته رفت‌و‌آمد می‌کنند، از میان می‌برد. اگر امروز هم روزی سیاه‌تر از نظر شمار درگذشتگان از کرونا را تجربه کردیم، پیامد رفتار گروهی جامعه خودمان است.

با فرافکنی به همدیگر مسئله‌ای را نمی‌توانیم حل کنیم. با خبر نادرست پراکندن و به‌هم‌ریختن فضای رسانه‌ای، با تمسخر و فروکاستن همدیگر به جایی نمی‌رسیم. کووید ۱۹ دارودسته سیاسی نمی‌شناسد ولی برخی هنوز دوست دارند از این ماجرا برای رقابتی بهره بگیرند که بهایش جان نازنین مردم است. با تجمع و راهپیمایی راه‌انداختن در رد یا تأیید تعطیلی اصناف و کار و پیشه‌ها هم کووید ‌۱۹ زندگی‌مان را رها نمی‌کند. ما در میانه یک توفان دشوار گرفتار هستیم. ما گرفتار درنیافتن مسئله و پافشاری بر روش‌ها و منش‌های پیشاکرونا هستیم. کووید ‌19 چیزی مانند برخورد یک شهاب‌سنگ با زمین است، ولی چون ریز و نادیدنی است، هنوز گویی جامعه ما آن را درنیافته است. بخش کمی از جامعه پرهیز کردند و از سود و زندگی و فرصت‌های خود چشم‌پوشی می‌کنند ولی بخش بزرگی از جامعه هنوز در بن‌بستی به نام کووید ‌۱۹ سر به دیوار روبه‌رو می‌کوبند. کارآفرینان شعار راهبردی دارند: در بن‌بست نمی‌مانیم، یا راهی خواهیم یافت یا راهی خواهیم ساخت. آدمی به پشتوانه هوش خود و زندگی اجتماعی بر جهان چیره شده است.

  هوش در نگره (نظریه)های گوناگون توان زیستی برای دریافتن، حل و کاهش مسئله و در تعامل و برای تعادل با پیرامون خود تعریف شده است. امروز این هم یکی از مسئله (گره یا بن‌بست‌)‌های زندگی ماست. با دویدن به‌سوی آن یا نادیده‌گرفتنش چیزی حل نمی‌شود. به‌جای جدل رسانه‌ای و انگشت تقصیر به‌سوی هم گرفتن، به جای تک‌سویه نگریستن، با‌ هم کمک کنیم تا راه و روش‌هایی کل‌نگر، نو و سازگار برای زنده‌ماندن و خوب زنده‌ماندن بیابیم یا بسازیم. اگر تعطیلی برای کاهش فشار فزاینده و همکاری در یافتن روش‌های جایگزین باشد، چه‌بسا زمانی سازنده برای دوباره راه‌انداختن کسب‌و‌کارها با روش‌های نو فراهم شود. سرگرم درهم‌کوبیدن همدیگر نباشیم، راه و روشی برای برون‌رفت از بن‌بست بیابیم. اگر راه چاره‌ای باشد که هست، باید با هم نجات پیدا کنیم.

یادداشت‌ها

الهام فخاریروزنامه شرقشورای شهرشورای شهر تهرانکروناکووید 19

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *