شب است و با کاغذ و مداد در دستم دارم رادیو گوش می‌دهم. مهمان برنامه، آقای جمشیدی دارد خاطره‌ای از شادروان شجره و زنده‌یاد دکتر فروزان‌فر می‌گوید درباره آیین‌های نانوشته کاری در پیشینه‌ی رادیو ایران.  رادیو همیشه بخش دوست‌داشتنی خانه و زندگی من بوده. رادیو هشتاد ساله شده و شاید از کسانی هستم که بخت شنیدن را طی نیمی از عمر رادیو داشته‌ام.

در خانه‌ی کودکی‌هایم با آن باغچه پرگل در راهرو رادیو را روشن می‌کردم روشنایی از شیشه‌های در قدی ایوان مرا دربر می گرفت و آوای بی‌مانند استاد تاج اصفهانی با روشنایی می‌آمیخت “ر و به چمن کن… دیده‌ی بینش باز آر از دهر”

پدربزرگم رادیو رفیق شفیق‌ش بود از این موج به موج رادیو دیگر را فرز و چابک طی می‌کرد در آن سال‌های رنگ‌پریده‌ی دهه‌ی شصت.
هر بامداد را با سلام و یاعلی شادروان “شیرخدا” زنگ رادیو می‌نواخت.
بیدارباش آغاز روز را هم مادرم با بلندکردن نوای رادیو، “تقویم تاریخ” و باز کردن پنجره‌ها پیش می‌برد. راه شب، صبح جمعه با شما، و قصه ظهر جمعه، موج‌های نوجوانی ماها را رقم زدند. پرشورترین و هم تلخ‌ترین خبرها را از رادیو شنیدیم حتی آن هشدار ” توجه، توجه، علامتی که هم اکنون می‌شنوید …” و آن تجربه‌ی هول‌آور … رادیو با موسیقی شادی بیشتر ایرانی یا موسیقی سوگ که بیشتر بهترین آثار کلاسیک جهانی بود، شب‌های مرا روشن کرده‌است.

هنوز هم رادیو دوست جادویی من است. بامداد سر ساعت روشن می‌شود و با آوای موسیقی یا خبر روز آغاز می‌شود سه شنبه ها با درود گرم و دلنشین یکی از گویندگان قدیمی و شب‌ها سپهره‌ی تنش‌زدایی و رهایی را باز هم با موسیقی و ادبیات و سروده‌ها مهتابی می‌کند. بسیاری از بهترین دوستان پرمهرم دست‌اندرکاران و کنش‌گران رادیویی هستند. رادیو آوای خوب زندگی دارد.

سال‌روز راه‌اندازی نخستین فرستنده رادیو در ایران گرامی است.

 

پی‌نوشت:
#پرنیان_صدا بازخوانی رادیو ایران شامگاه هر آدینه از رادیو پیام

روزنوشت

الهام فخاریپرنیان صدارادیوروز رادیویادداشت الهام فخاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *